خانه ي زرد من

 

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها پست الکترونيک

شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفت ساله بودم !

        باز گربه ی نازنازی ام خواب است و خواب است
        باز گلهای قشنگ می خوابند و می خوابند
        باز پرنده ها در قفس می خوابند و می خوابند
        فقط خروس زيبای من می خواند و می خواند
        همه خوابند ؛ همه خواب
        به جز خروسم کاکلی
                                    کيهان بچه ها - آبان ۶۵ -

سال جديد   نوروز ۱۳۸۴  سال کار   سال  بيدار باش  مبارک

آزی خيکی ترس و نکبت رايش سوم  يادت نره . حواستو جمع کن ؛ مواظب باش امسال ديگه ضربدر نخوری ...
ميمون کوچولوی شيطون مسخره ی  عجيب و شگفت ؛ خيلی دوست داشتم . تمام مدت با دهان باز ؛ حيرت زده ی لحظه لحظهء بازيهات بودم . ميمون خوشگلم خدافظ....  

آزاده

پيام هاي ديگران ()

دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفده ساله بودم...

بهانه های ساده ی خوشبختی های من کوچک نيست . کوچک نيست .
بلکه می تواند جاودانه باشد .
بستنی قيفی .
چقدر نشاط آور بود .
مزه اش  بويش  شيرينی دلپذيرش  قيفش  طعم نان و طعم شيرش بوی کودکی هايش
چقدر خوشمزه بود .
طعمش هنوز توی دهانم هست . نشاط آور و شيرين .
من حالا می فهمم که تا به امروز با همين بهانه های ساده ی خوشبختی ؛
خوشبخت زيسته ام .
و تمام لحظه هايی که طعم اين بهانه ها را به خاطر گيج بازيهای گاه گاه 
و خود فراموشيهای کوچک  از خودم دور کردم ؛ حس بدبختی به جانم افتاد و هی
مرا جويد .
من هنوز هم می توانم با تکرار اين بهانه های بزرگ شيرين ؛ مثل يک بستنی
نشاط آور و خوشبخت باشم . مثل يک بستنی تازه وشيرين باشم .
مثل يک بستنی زندگی بخش باشم .
من هنوز هم با خوردن يک بستنی قيفی کوچک ؛ خوشحال و سرمست می شوم .
ای بهانه های ساده ی خوشبختی به خدا دوستتان دارم .
چه خوشبخت خواهم بود اگر برای طراوت های خيس من
  همواره يادآور تازه گی و جنبش و رشد و سعادت باشيد .
من با تکيه برشماست که تا به امروز نمرده ام...

                                                      ۲۴ / ۱۲ / ۷۵

آزاده

پيام هاي ديگران ()

پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفده ساله بودم...

گريز از تو هم آزادم نکرد .

گريز از تو فقط تو را از من گرفت و ديگر هيچ .

و حالا نه تو هستی و نه من . نه تو ماندی و نه من . هم تو رفتی و هم من .

خودم را گم کرده ام .

تو را گم کرده ام .

و چقدر می ترسم و چقدر مضطربم .

به من برگرد .

گريز از تو تنها کابوسهای نيمه شبم را نصيب کرد .

گريز از تو تنها قسمتی از خودم را از من ربود .

گريز از تو ؛ گريز از من بود .

و چه ساده من را به فراموشی سپردم .

و چه ساده

مردم .

و حالا نه زندانی هست ؛ نه آسمان بی نرده ای .

و حالا ديگر هيچ نيست .

هيچ .

و من می ترسم .

ای غروب ابدی  ای غروب ابدی

من می ترسم ...

                 ۳/۱۲/۷۵

 

آزاده

پيام هاي ديگران ()

شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفده ساله بودم...

و من چقدر از زيبايی متنفرم .نفرين به زيبايی .

به هر چه زيبا ؛ به هر چه زيبا نفرين .

نفرين به اين قوس گنبدی تيره  تيره  تيره .

نفرين به هر چه تيره و نفرين به هر چه قوس گنبدی .

من در خودم ؛ من در تو ؛ در تو ای برودت هر چه زشتی ؛

در تو ای تجلی هر چه گناه ؛ در تو ای کدر  ای سياه  نمی گنجم .

من سپيدم .

چونان لکه ای سپيد بر بستری از سياهی ها افتاده ام و راهی به رهايی ندارم .

تنگ است . اين ديوار ؛ اين حصار ؛ اين هجوم بی امان بودن .

به خدا من نه از امواج زيبای دريايی آمده ام ؛ نه از ريسمان طلايی آسمان .

به خدا من اصلا خيال آمدن نداشتم .

نفرين . نفرين به هر که مرا به اين حصار سياه بی روزن انداخت .

نفرين ؛ نفرين بر تو که از سخاوت باران و از صلابت دريا و از هر چه خوبی و از هر چه

بدی که هست و از هر چه که نيست و از هر آنچه حتی يادی  خاطری از تو بر جای

بگذارد ؛ بيزارم .

مرا رها کنيد . سوگند به بزرگ ؛ سوگند به رها ؛ ای فرشتگان رها ؛ مرا رها کنيد .

من از جنون آدميت ؛ من از اين گودال تاريک می ترسم .

من از تو ای سياه ؛ ای گودال تاريک سياه ؛ که زيستن ؛ اين بی اعتبارترين واژه ی

عالم را نثارم کرده ای ؛ بيزارم .

من از هر چه نثاری که از اين جنس باشد بيزارم .

کجاست راه پرواز ؛ راه عدم .

آخ عدم  عدم  عدم  .

چقدر خوشبخت بودم اگر موجود نبودم .

اگر اکنون در عدم خويش مرده بودم .

اگر به جای تفکر درباره ی اين واژه های پست ؛ به هر چه بی رنگ به هر چه هيچ

به هر چه بی واژه می انديشيدم .

حالا؛ وقتش رسيده که بخوابم .

بخوابم و درد را برای مشتاقانش باقی بگذارم .

که من نه از تبار درد مندانم نه از نبار بی دردان .

من آنقدر مرده ام که حتی هيچ طرحی از خودم را هم به خاطر ندارم .

فراموش کن . همانطور که من فراموش کردم...

                                                         ۲۶/ ۱۱ / ۷۵

 

 

آزاده

پيام هاي ديگران ()

یکشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفده ساله بودم...

نشسته بود  . دستش زير چانه . به جايی نا پيدا خيره .

نه . نمرده بود .هنوز جاده ی رگ هايش پر از گرمی خون بود . هنوز بدنش يخ نزده بود .

سرش را نا متعادل تکانی داد و بی حرکت ماند . 

چقدر بيقرار بود . بيقرار و پوچ...

اون کی بود ؟ من که نبودم ؟ 

بودم؟

خداست آفريننده ی سپهر و زمين .

خداست فراش قلب های عاشق .

من که خدا نبودم .

بودم ؟

کجاست اين سنگ رنوس ؟

سنگ رنوس کيميا که سنگ صبور دل ها می شود .

من که سنگ صبور نبودم ؛ سنگ رنوس نبودم .

بودم ؟

خاک ؛ خاکستريست . آسمان آبی .

 خاکستری يا آبی .

چه فرقی می کند ؟

فرقی می کند؟

کو روزنه ی اوج ؟

کجاست پنجره ی رو به پرواز؟

ولی من که پرنده نبودم .

بودم؟

خالقا   رحيما   بزرگا

گهواره ام را تکانی ده و خوابم کن .

من گريه از سر بی پستانکی را دوست ندارم .

پستانکم کجاست ؟

من که پستانک نداشتم . داشتم ؟

من که نگريسته بودم .

گريسته بودم ؟

آه

آه کشيدن سهم همه است .

سهمی که همه حق داشتنش را دارند .

آه

کی بود آه کشيد ؟

من که نبودم .

بودم ؟ 

۲۶/۱۰/۷۵

آزاده

پيام هاي ديگران ()

سه‌شنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۳

وقتی هفده ساله بودم...

 

نمی تپد . نمی تپد .

ديگر قلب تو نمی تپد .

چه کرده ای ؟

با خودت ؛ با دلت چه کرده ای که تپش دوباره را از آن گرفته ای .

نمی ريزد . اشکی نمی ريزد . چه کرده ای ؟

با چشمانت چه کرده ای که ديگر نمی گريند ؟

گريزی هست ؟

گريزی به تپيدن و گريزی به گريستن ؟

کجاست روزنه ی عبور ؟

روزنه ی خارج شدن از بهت ؛ خارج شدن از سکون .

دلم را به تو می سپارم .

دلم را به تو می سپارم .

تا تپيدن را به آن باز گردانی .

بی تپش و بی اشک مرگ چه ساکن می شود . زندگی چه خاموش .

به آن سو بنگر .

به آن اوج سپيد وآبی دور .

به خاطر آن روشنای فنا ناپذير ؛ برايم هديه ای از تپش بيا ور .

مردم از بس که مردم .

من؛ اين مرگ را دوست ندارم .

اين مرگ بی حس و حال را دوست ندارم .

کجاست راه خروج ؟

نشانم ده .

ای بزرگ فياض .

کجاست راه عروج؟

نجاتم ده .

من ؛ محتاج کمی تپش و کمی اشک هستم .

اشک هايم را به من باز گردان .

من اينجا دارم خفه می شوم .

دلم می خواهد کنار تو غوطه ور در اشک و تپش بميرم .

تو را قسم به بزرگنای مرگ

ای مرگ

کاری کن تا من در اشک و گريه وتپش بميرم...

        ۱۸/ ۱۰/ ۷۵

آزاده

پيام هاي ديگران ()

 

آزاده



نویسندگان

آزاده

آرشیو وبلاگ
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳


لینک ها
خانه ي زرد من ( خانه ي جديد )
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
تودی لینک
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
پردیس من

شمارنده


پرشین وبلاگ
وبلاگ فارسی
تودی لینک