نشسته بود . دستش زير چانه . به جايی نا پيدا خيره .
نه . نمرده بود .هنوز جاده ی رگ هايش پر از گرمی خون بود . هنوز بدنش يخ نزده بود .
سرش را نا متعادل تکانی داد و بی حرکت ماند .
چقدر بيقرار بود . بيقرار و پوچ...
اون کی بود ؟ من که نبودم ؟
بودم؟
خداست آفريننده ی سپهر و زمين .
خداست فراش قلب های عاشق .
من که خدا نبودم .
بودم ؟
کجاست اين سنگ رنوس ؟
سنگ رنوس کيميا که سنگ صبور دل ها می شود .
من که سنگ صبور نبودم ؛ سنگ رنوس نبودم .
بودم ؟
خاک ؛ خاکستريست . آسمان آبی .
خاکستری يا آبی .
چه فرقی می کند ؟
فرقی می کند؟
کو روزنه ی اوج ؟
کجاست پنجره ی رو به پرواز؟
ولی من که پرنده نبودم .
بودم؟
خالقا رحيما بزرگا
گهواره ام را تکانی ده و خوابم کن .
من گريه از سر بی پستانکی را دوست ندارم .
پستانکم کجاست ؟
من که پستانک نداشتم . داشتم ؟
من که نگريسته بودم .
گريسته بودم ؟
آه
آه کشيدن سهم همه است .
سهمی که همه حق داشتنش را دارند .
آه
کی بود آه کشيد ؟
من که نبودم .
بودم ؟
۲۶/۱۰/۷۵
آزاده |